مدتهاست که همکاری، از ویژگیهای برجسته سازمانهای موفق است. اما دنیای دیجیتال امروز میطلبد که سازمانها نوآوری و پاسخگویی داشته باشند و به طور کلی به نحوی کار کنند که مشکلات را به سرعت حل کنند. همکاری کافی نیست. آنچه واقعاً مورد نیاز است مشارکت است.
اما تفاوت بین همکاری و مشارکت چیست؟
دپارتمانهای درون سازمانی وقتی موافقت میکنند که برای رسیدن به یک هدف یا گرفتن یک نتیجه همکاری کنند، هرکسی سهمیرا بر عهده میگیرد و کار خود را انجام میدهد. اما یک مشکل وجود دارد و آن هم این است که در زمان همکاری کردن معمولاً میگویند من سهم خودم را انجام میدهم و شما هم مال خودتان را.” مشارکت، بسیار عمیقتر از فقط یک همکاری مشترک است. مشارکت به معنای اشتراک نه تنها در اهداف، بلکه در کار و همچنین تقسیم خطر و پاداش است. اما برای برخی از سازمانها، فکر مشارکت، ترس ایجاد میکند.
از چه چیزهایی باید ترسید؟
مشارکت به سازمانها کمک میکند تا از منابع خود نهایت استفاده را ببرند. آنها را قادر میسازد تا از افراد مناسب، در انجام وظایف صحیح، برای ارائه نتایج صحیح استفاده کنند که در نتیجه باعث افزایش کارایی، ایجاد روابط کاری قوی تر، بهبود قابلیتهای حل مسئله و ایجاد نوآوری میشوند.
پس چرا برخی سازمانها از همکاری میترسند؟
مقالهی Harvard Business Review، بینشی در مورد چرایی ترس برخی از سازمانها از مشارکت ارائه میدهد. با مشارکت موارد زیر هم بدست میآید:
- از دست دادن هویت گروه: هویت، یک مرکز ثقل را در اختیار گروهها قرار میدهد.
- از دست دادن مشروعیت: مشروعیت یک گروه زمانی شکل میگیرد که توسط دیگران، یک گروه مناسب، قابل قبول و با ارزش در سازمان پذیرفته شود.
- از دست دادن کنترل: گروهها احساس میکنند باید بتوانند به طور مستقل عمل کنند تا تغییرات معنی داری ایجاد کنند.
تصور کنید که چگونه مشارکت ممکن است این ترسها را برانگیزاند. شاید بخش خدمات و تسهیلات نگران از دست دادن کنترل روی سفارشهای کاری بخش خودش باشد. یا پیشخوان خدمت IT ممکن است احساس کند که واجد شرایط لازم برای اینکه یک پیشخوان خدمت در سطح سازمانی (Enterprise) باشد، نیست.
نگرانیهای ذکر شده در بالا، از یک جنبه مهم همپوشانی دارند: احساس مالکیت قلمرویی. داشتن قلمرو راهی را برای گروهها فراهم میکند تا بتوانند خود را از یکدیگر متمایز کنند، ارزش تعیین کنند و از حق تصمیم گیری لازم برای انجام کار خود برخوردار شوند.
به طور سنتی، سازمانها براساس دستیابی به اهداف تعیین شده فردی، به آنها پاداش میدهند و یا خسارت میگیرند. اما در بسیاری از موارد، این امر نتیجه ای ناخواسته را به دنبال دارد. افراد و بخشهای سازمان روی اهداف فردی، با هزینهی اهداف سازمانی گستردهتر متمرکز میشوند. بنابراین بخشهای مختلف سازمان و افراد به جای مشارکت، ترجیح میدهند که در تنهایی خود فرو روند.
به پرسش WIIFMS یا چه چیزی برای من دارد پاسخ دهید.
چگونه رهبران میتوانند به سازمانهای خود کمک کنند تا بر این ترس از مشارکت غلبه کنند؟ قبل از پاسخ به چرا مشارکت؟”، شما باید به سئوال چه چیزی برای من دارد پاسخ دهید (هم برای بخشهای مختلف سازمان و هم برای افراد مورد نظر).
برای کمک به مشارکت بخشهای مختلف سازمان، نگاهی کوتاه به مقاله Harvard Business Review میاندازیم که به رهبران پیشنهاد میکند:
- با تأیید نقشهای حیاتی که یک گروه همیشه در زمینههای اساسی هویت خود داشته است، هویت گروه را تقویت کنید.
- با تأیید عمومیاهمیت گروه و ارزش متفاوت آن در شرکت، بر مشروعیت گروه تأیید کنید.
- با شناسایی بخشهای عمده ای که گروه در آنها استقلال و تصمیم گیری دارد و با شناسایی فرایندها، تصمیمات و سایر موضوعات گروه مسئولیت خود را مجدداً کنترل کنید. سپس فرایندها، تصمیمات و سایر موضوعاتی را که نیاز به کنترل مشترک یا پیچیده دارند و چگونگی نقشه برداری از آنها در حوزههای مسئولیت مشخص شده در بخشهای مختلف سازمان را در نظر بگیرید. در مواردی که همپوشانی وجود دارد، یک روش برای پرداختن به آن، یافتن زمینههای دیگری است که در آن میتوانید کنترل و استقلال گروه را افزایش دهید (حتی اگر خارج از طرح هدف باشد).
از منظر مدیریت خدمات سازمانی (ESM)، به میز خدمات فناوری اطلاعات یادآوری کنید که چگونه در مأموریت اصلی خود سرآمد است؛ مانند حل مسائل و کمک به مشتریان در انجام کار. به همین ترتیب، به بخش تسهیلات اطمینان دهید که آنها در طراحی و ایجاد یک محیط کار فیزیکی که کار مولد را امکان پذیر میکند، متخصصان معتبری هستند.
وقتی صحبت از افراد میشود، ممکن است بسته به فرد مورد نظر مجبور باشید که رویکرد خود را تنظیم کنید. مقاله Fast Company، چند راه برای کمک به افرادی که با مشارکت مشکل دارند، آورده شده است:
- مزایا را ذکر کنید. به افراد کمک کنید تا مزایای مشارکت را تجسم کنند. از افراد بخواهید لیستی از تمام مزایای حاصل از مشارکت مانند روابط متقابل سودمند و اشتراک منابع را تهیه کنند. سپس لیستی از نبود مشارکت را تهیه کنید و سپس بپرسید کدام لیست باعث میشود آنها بیشتر احساس ارتباط و قدرت داشته باشند و کدام لیست باعث محدودیت و ترس آنها میشود.
- نقاط قوت و ضعف را شناسایی کنید. از افراد بخواهید نقاط قوت و ضعف خود و همچنین همکارانشان را شناسایی کنند. این به افراد کمک میکند تا تشخیص دهند که انجام هر کاری به تنهایی شدنی نیست و مشارکت چقدر میتواند سودمند باشد.
- این ماموریت را فراموش نکنید. یکی از بزرگترین دلایلی که سازمانها را دوباره به رقابت برمیگرداند این است که آنها از مأموریت سازمان و ارزشهای فردی عمیقترشان جدا میشوند. وقتی فردی با چرای خود ارتباط برقرار میکند، برای مثال، چرا به استخدام این شرکت درآمدهام، تمرکز بر آن هدف بزرگتر آسانتر میشود.
مشارکت با ESM چه ارتباطی دارد؟
مدیریت خدمات سازمانی کارآمد هم به تقویت و هم افزایی در مشارکت کمک میکند. ESM به سازمانها کمک میکند تا تمرکز خود را بر روی end-to-end و پشتیبانی از ارزش و نتایج سازمان متمرکز کنند. اگر ESM به خوبی انجام شده باشد، به وضعیت برد-برد در مشارکت کمک میکند. نه تنها سازمان از مزایای مشارکت بهرهمند میشود، بلکه افراد و بخشهای مختلف سازمان هم تشخیص میدهند که چگونه با مشارکت موثر با دیگران در این موفقیت سهیم هستند. ESM خوب همچنین راه را برای اتوماسیون گردش کار، قابلیت اطمینان و سازگاری فرآیند کسب و کار و اندازه گیری عملکرد end-to-end هموار میکند.
استقبال از مشارکت؛ نه همکاری
سازمانها اغلب به اشتباه متمرکز بر همکاری هستند، نه مشارکت. آنها به سادگی بر روی استفاده از ابزار یا فقط اجرای روشهای مدیریت خدمات در بخشهای مختلف سازمان تمرکز میکنند. برای جلوگیری از این امر، از این روشهای نقشهبرداری برای شناسایی نیازها و فرصتهای مشارکت استفاده کنید:
- نقشه سفر مشتری: نقشه سفر مشتری چگونگی تجربه مشتری از سازمان شما را نشان میدهد. آنها هر تعامل بین مشتری و سازمان را مشخص و نشان میدهند که در هر مرحله چه بخشهایی درگیر هستند و زمینههای بالقوه مشارکت را نشان میدهند.
- نقشههای جریان ارزش: نقشه جریان مقدار چگونگی جریان یافتن اطلاعات و کار از طریق یک سازمان را نشان میدهد. بیشتر جریانهای ارزشی در داخل سازمان بین مرزهای دپارتمانی وجود دارد که باز هم نیاز به مشارکت را نشان میدهد.
- نقشههای سفر کارمندان: نقشه سفر کارمندان مانند نقشه سفر مشتری است؛ اما از منظر کارمند به تجربه با سازمان نگاه میکند.
هر یک از این روشهای نقشهبرداری، راهنماییهای ارزشمندی را در بر دارد و مشارکت خوبی را برای بخشهای مختلف سازمان در پی خواهد داشت.
ادامه این مقاله را در سایت گامادسک بخوانید.
چگونه میتوان همکاری بین بخشهای مختلف سازمان را بهبود بخشید؟
مشارکت ,سازمان ,یک ,افراد ,گروه ,میکند ,مختلف سازمان ,بخشهای مختلف ,خود را ,که در ,کمک میکند ,بخشهای مختلف سازمان ,مدیریت خدمات سازمانی ,برای بخشهای مختلف ,بخشهای مختلف سازمان
درباره این سایت